امتحان

زمان امتحانای ترم بود،یه امتحان تقریبا سخت داشتیم،
روز امتحان بود اول رفتم برگه حاوی اسم ها و شماره صندلی ها رو از روی در کلاس خوندم توی این جور موقع ها معمولا یا چند تا کله جلوی دید آدمه یا چند تا کله پشت سرته،خلاصه شمارمو پیدا کردم و رفتم نشستم سر جام،جلوی صندلی من یکی از بچه هایی بود که اصولا از هیچ لحاظی سنمی باهم نداشتیم،ولی جدیدا طی یک توفیق اجباری و با پیشنهاد استاد با ایشون و چند تا از بچه های دیگه هم گروه شده بودیم ،گرچه تا اون زمان هنوز کار مشترکی انجام نداده بودیم،
با همدیگه یه سلام علیکی کردیم و ناگهان در کمال ناباوری دیالوگ ماندگاری بینمون ردو بدل شد.

ایشون:میای تقلب کنیم؟ 
من:چی؟تقلب؟

ایشون:آره.

من در ذهنم:این که درسش خوبه واس چی می خواد تقلب کنه؟
من( با یک محافظه کاری و خود سانسوری مسخره):خب راستش من نمی خوام ولی اگه تو خواستی از روم بنویس.
حالا اون چجوری می خواست از روی برگه من بنویسه خدا میدونه!

امتحان شروع شد دیدم داره تندتند خودش می نویسه.

امتحان تموم شد و بعد چند روز  رفتیم نمره ها رو ببینیم،استاد ما برگه ها رو می ذاشت رو میزش میرفتیم خودمون برگمونو بر می داشتیم نگاه می کردیم ،وقتی داشتم دنبال برگم می گشتم برگه اون همکلاسی رو هم دیدم،نمرش خوب شده و از نمره من هم بیشتر شده بود،با خودم فکر کردم فاز این دوستمون روز امتحان چی بوده؟
 
.........................................................................................................................
پی نوشت1:محافظه کاری و خود سانسوری در مورد اعتقادات وقتی تبدیل به عادت بشه،ممکنه یه روزی توی یه جای مهم آدم و زمین گیر کنه.


پی نوشت 2:گاهی توی دانشگاه با تمام ادعاهای روشن فکری که در بین دانشجوها و اساتید وجود داره،در عمل پیش پا افتاده ترین مسائل رعایت نمیشه.


پی نوشت3:عادت به تقلب توی کارای کوچیک که بدون تقلبم آدم از پسش برمیاد آیا نمیتونه منجر به تقلب توی کارای بزرگ که آدم از پسش برنمیاد بشه؟


۱ لایک:)
Farhad hassan pour ۰۳ بهمن ۹۴ , ۲۱:۴۳
پی نوشت سوم بنظرم درست تره !


بله احتمالاً،البته شاید متنی که نوشتم با پی نوشت سوم مرتبط تره تا اولی و دومی.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
***************************
إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ
خدایا اگر مرا بر جرمم بگیرى، من نیز تو را به عفوت بگیرم،

وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ
و اگر به گناهانم بنگرى، جز به آمرزشت ننگرم،

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ
و اگر مرا وارد دوزخ کنى، به اهل آن آگاهى دهم که تو را دوست دارم

که تو را دوست دارم
که تو را دوست دارم
که تو را دوست دارم
که تو را دوست دارم
*****************************

مطالبی که در این وبلاگ گذاشته میشه به جز مطالبی که منبع اونها ذکر میشه نظرات شخصی بنده هست و هیچ ادعایی بر درستی 100% اونها نیست.بنابراین پذیرای نقدها و پیشنهادات شما هستم.


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان